/ایا کلبه شما هم در حال سوختن است؟

آیا کُلبه شماهم در حال سوختن است

تنها بازمانده یک کشتی شکسته توسط جریان آب به یک جزیره دورافتاده برده شد، با بیقراری به درگاه خداوند دعا می‌کرد تا او را نجات بخشد، ساعتها به اقیانوس چشم می‌دوخت، تا شاید نشانی از کمک بیابد اما هیچ چیز به چشم نمی‌آمد.

سرآخر ناامید شد و تصمیم گرفت که کلبه ای کوچک خارج از کلک بسازد تا از خود و وسایل اندکش را بهتر محافظت نماید، روزی پس از آنکه از جستجوی غذا بازگشت، خانه کوچکش را در آتش یافت، دود به آسمان رفته بود،اندوهگین فریاد زد: «خدایا چگونه توانستی با من چنین کنی؟»

صبح روز بعد او با صدای یک کشتی که به جزیره نزدیک می‌شد از خواب برخاست، آن می‌آمد تا او را نجات دهد.

مرد از نجات دهندگانش پرسید: «چطور متوجه شدید که من اینجا هستم؟»

آنها در جواب گفتند: «ما علامت دودی را که فرستادی، دیدیم!»

 نویسنده:؟

/ 5 نظر / 7 بازدید
مریم

چقدر تاثیر گذار و زیبا بود.

مهرسا

عااااالی گاهی تو زندگی اتفاقاتی برای ما میفته که ما فکر میکنیم به ضرر ماست اما وقتی دقیق بشیم میبینیم همون مشکلات و سختی ها بودن که باعث شدن ما رشد کنیم و بزرگ بشیم و به توانایی هامون اضافه بشه!

دیانا

همه ی کارای خدا ی حکمتی داره[گل]

زینب

آخ اون موقع که نمی دونیم - شاکی میشیم که چرا اینجوری شد.بعدش حکمت اون اتفاق معلوم میشه.[لبخند]