ماههاست فراموشش کرده ام ؛
خاطراتش را هم … !
ولی نمی دانم دستانم چرا هنوز به نوشتن نامش
ذوق میکنند !

/ 5 نظر / 4 بازدید
سیب آبی

می نویسم دستهایت روی آن دست می کشم

مريم

من ماه هاست تمرين ميكنم فراموش كنم خاطراتش را اما از نوشتن نامش پرهيز ميكنم[ناراحت]

مهرسا

مثل احساسی که من نسبت به ث دارم [نیشخند]

مهرسا

دقیقا همون ثریا [رویا][رویا][رویا] البته اسمش واقعا اسم یه دختره از اون آدماست که یه جا بهش میخواستن جایزه بدن. اسمشو که خوندن گفتن خانم .... و وقتی یه مرد داشت میرفت بالا همه خندیدن البته من اونجا نبودم اما دوستام گفتن دیگه!!! اما خودش بدش نمیاد... یه بارم داشت بام صحبت میکرد گفت درسته اسمم دخترونه اس اما که دختر که نیستم دیگه !!! ولی الان مدت هاست که ازش خبری ندارم ....

انسان

مال اینه که فراموشش کردی...[خنده][خنده][خنده][چشمک]