سگی نزد شیر آمد گفت:
 
بامن کشتی بگیر
 
شیر سر باز زد.
 
سگ گفت:نزد تمام سگان خواهم گفت
 
شیر از مقابله با من می هراسد!
 
...شیر گفت:
 
سرزنش سگان را خوشتر دارم از اینکه شیران مرا شماتت کنند
 
که با سگی کشتی گرفته ام ....!

 



/ 5 نظر / 6 بازدید
مريم

مرسي نسيم جان عالي بود اين پستت مثل هميشه

مريم

اي كاش هر كسي حد و اندازه خودش رو بشناسه و....

مهدی

پیش از آنکه دست های یک درخت به نور برسد، پاهایش تاریکی را تجربه میکند... گاهی برای رسیدن به نورباید از تاریکی عبور کرد.............

مريم

کم پیدایی نسیم جان دعاگویت هستم امیدوارم هر جا هستی خوب و خوش و تندرست باشی گلم