دیو ناامیدی

از روزی که تصمیم گرفتم دیو ناامیدی رو در خودم بکشم

شیطان هر روز برایم دام جدیدی پهن کرد

یک روز مرا با زخم زبان مردم سوزاندن

و روز دیگر با کوهی از مشکلات

فردایش آمد با گروهی از هوادارن و مریدانش

که با حرف هایشان تا میتوانستند

در گوشم زمزمه کردند و زمزها کردند.!

اعتراف میکنم چندین بار وسوسه شدم که این مبارزه را رها کنم

بشوم همان نسیم ناامیدی که شیطان میخواست و میخواهد

دست بشویم و گوشه ای از اتاق کز کنم

کاری که این سه سال از عمرم کردم.!

لیست کنم که چرا این نشد و آن نشد

و بی عرضه گیهام را چماق کنم بکوبم برسر خداوندم

که چرا،  چرامن؟!

و هی ناامید تر و ناامید تر

اما، از وقتی که دستهایم را در دستانش گره زدم او مرا با خود پابه پا برد

و به من نشان داد که هیچ محدودیتی در این جهان وجود ندارد مگر ناامیدی

امروز

شیطان و شیطان ها چون موری حقیر وحقیرترمیشوند

و من روز به روز پرامید و پر امید تر.

/ 2 نظر / 7 بازدید
بیشرح

دانلودکنید http://s4.picofile.com/file/7977252789/yani_che.wma.html

دیانا

خداوندا دقیق یادم نیست اخرین باری که خودم رو پیدا کردم اما خوب یادمه هروقت گم شدم دستم تو دست تو نبود...!